چگونه در رابطه درست دعوا کنیم؟
مقدمه
همه دعوا میکنند. شاید شما هم درباره مسائل مالی و تربیت فرزندان با خانواده بحث میکنید. شاید از لحن صحبت کردن شریک زندگیتان در مورد برنامهها خوشتان نیاید یا وقتی که درباره سیاست صحبت میکنید، پوستتان گز گز کند.
در حالی که گاهی اوقات عمیقا حس میکنید هویتی مشترک دارید، شما و همراه زندگیتان دو فرد متفاوت هستید. “اگر با هم هستید، عاشق شدهاید و شاید خانوادهای ساختهاید، به این معنی نیست که شما همان فرد هستید یا همه نظر ها و دیدگاههای شبیه به همی دارید،” لیسا براتمن، درمانگر نیویورکی و نویسنده کتاب “ما واقعاً درباره چه چیزی دعوا میکنیم؟” به ما میگوید. این چیز بدی نیست: با ویژگیهای شخصیتی متمایز، میتوانید از یکدیگر بیاموزید و شاید راحتتر بتوانید با رویدادهای استرسزا کنار بیایید و مشکلات را حل کنید (همانطور که میگویند، دو سر بهتر از یکی است).
اما این بدان معنی است که شما ناگزیر با هم اختلافاتی خواهید داشت.
دعوا به روش درست
اگر به روش درستی دعوا کنید، به دیدگاه شریک زندگیتان باز باشید و واقعاً به نگرانیهای او گوش دهید، اختلافاتتان میتواند به شما کمک کند که بهتر یکدیگر را درک کنید و به عنوان یک زوج رشد کنید.
اما ما انسانها موجودات پیچیده ای هستیم، به این معنی که همیشه منطقی رفتار نمیکنیم.
در نتیجه، مجادلههای سادهی در یک رابطه میتوانند به سرعت به جنگ و ستیز تبدیل شوند و بهتر است بدانیم هیچکس تا به حال اختلافی را با سرد شدن حل نکرده است.
سبک دعوا را تغییر دهید
مشاجره با شریک زندگیتان لازم نیست یک وضعیت باخت-باخت باشد، بنابراین اگر احساس میکنید که بحثهایتان بیشتر مخرب است تا سازنده، ممکن است زمان آن باشد که سبک خود را تغییر دهید.
همانطور که براتمن میگوید: “مسئله این نیست که شما دعوا میکنید، بلکه این است که چگونه دعوا میکنید.” در اینجا پنج نشانه واضح وجود دارد که جنگهای کلامی شما بیشتر آسیب میرساند تا کمک، و نکاتی ساده برای رعایت عدالت در دعوا.

1. سرزنش یکدیگر
فرض کنید از شریک زندگیتان خواستهاید که ساعت ۷ آماده باشد تا به موقع به رزرو شام برسید. ساعت 7:30 است و او هنوز در دستشویی هست و شما… عصبانی هستید. ده دقیقه بعد، او از حمام بیرون می آید و شما با لحنی میگویید: “چرا هنوز آماده نیستی؟ میدانستی که باید ده دقیقه پیش میرفتیم!”
آیا او باید بهتر زمان خود را مدیریت میکرد؟ شاید، اما براتمن میگوید سرزنش یکی از رفتارهای سمی رایجی است که در زوجهای ناراضی مشاهده میکند. “سرزنش به این معناست که: این من نیستم، تو هستی”، او میگوید و صرف نظر از اینکه آیا شریک زندگیتان اشتباه کرده است یا نه، وقتی با این نگرش با آنها برخورد میکنید، احتمالاً احساس میکنند به آنها حمله شده و در نتیجه موضع دفاعی به خود میگیرند.
نتیجه: به جای حل کردن اختلاف، احتمالاً هیچ چیزی حل نمیشود و دعوا ادامه پیدا میکند.
مردم در مورد انواع مسائل، عزیزانشان را سرزنش میکنند: شاید شما احساس کنید که شریک زندگیتان در برنامهریزی زمان با شما ضعیف است، هرگز تماسهای شما را پاسخ نمیدهد، یا در هماهنگی برای برنامهریزی آینده بسیار بد است و شما نمیتوانید جلوی خود را بگیرید و بگویید: “چرا این کار را کردی (یا نکردی)؟”
راه حل: استفاده از جملات “من”
به جای اینکه بگویید “تو هیچ وقت تماسهای من را جواب نمیدهی”—که همه سرزنش را به طرف مقابل برای ظاهراً نادیده گرفتن شما منتقل میکند—چیزی مثل “وقتی جواب تماسهای من را نمیدهی، احساس میکنم کنار گذاشته شدهام” یا “دلم برای صحبت با تو تنگ میشود. کی میتوانیم صحبت کنیم؟” بگویید. براتمن پیشنهاد میدهد. یا، در مورد مثال رزرو شام: “وقتی دیر میکنیم، واقعاً اضطراب میگیرم.” وقتی روی اینکه رفتار همراه زندگیتان چطور بر شما و افکارتان تأثیر میگذارد تمرکز میکنید، احتمال هست که جواب سازنده و همدلانه دریافت کنید تا یک پاسخ یک دفعه ای و تند.
2. استفاده از سکوت
یکی دیگر از سبکهای دعوای رایج و نامناسب، بیتوجهی به شریک زندگی یا همان دادن درمان سکوت است. این شامل نپذیرفتن تعامل با او یا دادن پاسخهای بسیار کوتاه (مثل “خب” یا “باشه”) میشود.
یک شریک ممکن است همچنین با سکوت سرد به دیگری بگوید که از رفتار با گفتار او در زمینه ای خاص راضی نیست. برای کسی که در معرض این رفتار سرد قرار میگیرد، این میتواند به عنوان نوعی تنبیه برداشت شود. ” این میتواند ترس، کاهش عزت نفس و احساس گناه را تحریک کند—و گاهی اوقات، به دلیل کمبود ارتباط، سردرگمی درباره اینکه اصلاً چه اتفاقی افتاده است.
اگر هر یک از شما احساس میکنید که بیش از حد عصبانی یا غرق شدهاید که نمیتوانید صحبت کنید، مشکلی نیست. فقط به خدتان استراحت بدهید و به طرف مقابل بگویید که در حال حاضر به فضا شخصی نیاز دارید. بپرسید که آیا میتوانید بعد از ۲۰ دقیقه یا، در صورت لزوم، چند ساعت بعد دوباره به گفتگو برگردید. “با این روش، شما هنوز صحبت نمیکنید، اما به طرف مقابل میگویید که برای او ارزش قائلید و تمایل دارید که با او ارتباط برقرار کنید اما در حال حاضر توانایی انجام آن را ندارید.”
3. بیان هر فکری که به ذهنتان میرسد
گرچه برخی افراد ممکن است فکر کنند که افشای هر یک از ناامیدیها و نگرانیهایشان به معنای آوردن خود واقعیشان به رابطه است، این الگو میتواند بسیار مضر باشد.
مثلاً، شاید وقتی درباره برنامههای تعطیلات خود صحبت میکنید، موضوعی را مطرح میکنید که سال گذشته بر عهدهشان بوده و باعث شده بود بلیتها بسیار گران شوند و نتوانید خانوادهتان را ببینید. و به علاوه، احساس میکنید که هیچ وقت در این نوع تصمیمات سهم مساوی ندارید. اصلاً صحبت کردن در این مورد عادلانه نیست چون شما یک روز وحشتناک در کار داشتید و حالا هم خستهاید چون تمام شب بیدار بودید و به بچهتان رسیدگی میکردید در حالی که او خوابیده بود.
این نوع جلسات تخلیه بیوقفه میتواند شدید و پیچیده باشد—و سخت است که بفهمید. شما شانس بیشتری برای شنیدن یکدیگر دارید اگر موضوع را ساده نگه دارید. اگر متوجه شدید که طولانی صحبت میکنید ، مکث کنید و از شریک زندگیتان بپرسید: “آیا همه این را فهمیدی؟ میدانم که زیاد بود”، یا توافق کنید که روی یک مشکل در هر زمان تمرکز کنید. به آنها بگویید که مشکلی نیست اگر بخواهند استراحتی بگیرند اگر متوجه شدند که طولانی صحبت میکنید (و برعکس). اگر در معرض این نوع تخلیه کلامی قرار دارید، هریسون پیشنهاد میدهد بگویید: “من کمی غرق شدهام و نمیخواهم چیزی را که میگویی از دست بدهم، بنابراین میتوانیم آرامتر پیش برویم؟”
4. استفاده از طنز تند و نیشدار
فکر میکنم همه ما توافق داریم که حس خوب در درست بودن داریم—اما بیشتر مردم از بودن در کنار دانای کل لذت نمیبرند. هریسون این را زیاد میبیند: افراد به درست بودن و دقیق بودن افتخار میکنند و از آن به عنوان یک سلاح در بحثها استفاده میکنند. به عنوان مثال، شاید شما مطرح کنید که شریک زندگیتان در مراسم عروسی جمعه شب کمی بیش از حد نوشیدنی خورده و آنها پاسخ دهند: “در واقع، آن شب شنبه بود.” یا شما را برای خرج کردن 500 هزار تومان برای بلیتهای بازی تیم محبوبتان سرزنش کنند (که بیش از مقداری است که توافق کرده بودید!) و شما نتوانید خود را از اصلاح اشتباه آنها بازدارید: “نه، فقط 400هزار تومان بود.”
اصلاح بیش از حد شریک زندگیتان میتواند او را به این احساس برساند که دیده نمیشود و شنیده نمیشود.
یا اینکه افکارش به اندازه افکار شما مهم نیستند، هریسون توضیح میدهد. (علاوه بر این، ممکن است به نظر برسید که خودخواه هستید—و چه کسی چنین شخصی را جذاب میبیند؟)
رویکرد سالمتر دعوا : رها کردن خود درست پنداری
رویکرد سالمتر این است که درست بودن را رها کنید (میدانم، میدانم) و به جای آن ارتباط با یکدیگر را اولویتبندی کنید.
او میگوید: “حرف شما میتواند درست باشد، اما چرا اینقدر مهم است که همیشه حق با شما باشد؟” (میدانید: اینطور نیست.) دانای کل باید یک قدم به عقب بردارد: البته، شاید در عمق قلبشان هنوز فکر کنند که همه جوابها را دارند (و، خب، شاید هم دارند!)، اما گاهی اوقات طرف مقابل واقعاً نیازی به شنیدن آن ندارد—به ویژه اگر کمک نکند یا بحثی را حل نکند.
5. شما در دعوا تلافی میکنید!
تلافی کردن در مشاجرهها
اگر در حال بحث و گفتگو هستید و ناگهان کسی چیزی نیشدار میگوید، رابطه شما ممکن است چیزی به نام “تلافیکننده”ذداشته باشد. به عنوان مثال، فرض کنید در حال بحث درباره جابجایی به مکانی بزرگتر هستید.

شما اشاره میکنید که از زندگی در یک آپارتمان یکخوابه کوچک خسته شدهاید و شریک زندگیتان با حمله به یکی از عمیقترین ناامنیهای شما پاسخ میدهد: اینکه کمتر پول در میآورید و سهم خود را ادا نمیکنید،حتی با وجود اینکه اجاره را ۵۰-۵۰ تقسیم میکنید، خواربار میخرید و هزینههای دامپزشکی گربهتان را پوشش میدهید.
این نیشدار است! این نوع توهینها، به مرور زمان، میتواند اعتماد و رضایت رابطه را تخریب کند.
دلیل تلافی کردن
نکته در اینجا این است که: “من آسیب دیدم، بنابراین حالا من به تو آسیب میزنم”. به گفته هریسون: بنابراین شما (یا آنها) چیزی بیجهت تند و زننده میگویید.
این رفتار تهاجمی معمولاً از مسائل حلنشده نشأت میگیرد، او میگوید: شاید شما به طور تصادفی شریک زندگیتان را در گذشته درگیر احساس ناکافی بودن کردهاید یا تجربهای آسیبزا از کودکی یا رابطهای قبلی دوباره سر باز کرده است.
به همین دلیل هریسون میگوید که مهم است بفهمید چه چیزی واقعاً شما (یا آنها) را به چنین رفتاری وادار میکند. به طور تأملی عمل کنید—دلایل تلافی کردن خود را بررسی کنید (این یکی از آن مواقعی است که نوشتن یا انجام یک تمرین تأملی جایگزین، میتواند مفید باشد).
راهکارهای مقابله با تلافی کردن
“وقتی که وضوحی درباره اینکه چه اتفاقی میافتد داشته باشید، میتوانید چیزی متفاوت انجام دهید،” او اضافه میکند. به عنوان مثال، شاید سابقهای از تند بودن با شریک زندگیتان داشته باشید وقتی که بدون مشورت با شما برنامههای اجتماعی ترتیب میدهد. اگر این را درباره خود بدانید، شانس بیشتری برای شناسایی احساسات خود در زمان واقعی و تغییر مسیر دارید. میتوانید بگویید، “اوه، من دارم آن کاری را میکنم که در آن تحریک میشوم و در نهایت چیزهایی میگویم که پشیمان میشوم.” سپس میتوانید خود را معاف کنید تا آرام شوید یا حتی بگویید: “من الآن احساسات آشفتهای دارم، میتوانیم بعدا صحبت کنیم؟”. به جای اینکه مانند همیشه تحت تأثیر خشم قرار گرفته و به شریک زندگیتان حمله کنید.
سخن پایانی
اگر تلاش میکنید که بهتر مشاجره کنید اما اوضاع همچنان پرتنش باقی میماند، به مشاوره زوجها فکر کنید.
آنها میتوانند سبکهای گفتگو، بحثها و مشاجرات شما، احساسات پس از دعواهای گذشته و مهمتر از همه، آنچه که واقعاً درباره آن مشاجره میکنید را برایتان روشن کنند .
مشاوره زوجها “درباره قطع کردن الگوهای شما است تا بتوانید انتخابهای متفاوتی انجام دهید.” شما نباید از مشاجرهها احساس کنید که به جنگ با کسی که معمولاً بیشتر از همه دوستش دارید رفتهاید، بلکه باید احساس کنید که با هم آمدهاید و یک مسئله واقعاً سخت را حل کردهاید.
شما حتما دعوا خواهید کرد پس بهتر است در آن مهارت پیدا کنید.