چرا نیاز به بازی، تفریح و اوقات فراغت در زندگی داریم؟
در کتاب بازی داستان زیبایی برای توضیح اهمیت تفریح و اوقات فراغت وجود دارد. اینکه بازی چگونه مغز را شکل میدهد، تخیل را باز میکند و روح را تقویت میکند، به برخورد جذاب بین یک خرس قطبی دوازدهصد پوندی و یک سگ سورتمه کانادایی اشاره میکند. در ادامه با تیک جیم همراه باشید.
تفریح نیازی برتر از بقا
سگ که در نزدیکی کمپ قرار دارد، ناگهان خرسی قطبی را مشاهده میکند که به سمت او میآید. هوا پاییزی است و دریا هنوز یخ نزده، بنابراین خرسها نتوانستهاند برای شکار به دریا بروند. به عبارت دیگر، این خرس خاص گرسنه است. خرس به سمت سگ میرود، گویا به دنبال طعمه بعدی خود است. اما اتفاقی عجیب و غیرمنتظره رخ میدهد. سگ، با وجود اینکه کاملاً تحت تأثیر قرار گرفته است، سر خود را خم میکند و شروع به تکان دادن دم خود میکند. خرس به روش آرامی به سگ نزدیک میشود و لحظاتی بعد، هر دو با هم بازی میکنند. یک رقص آکروباتیک در برف شروع میشود. بعد از حدود ۱۵ دقیقه، خرس به نظر میرسد از این برخورد دوستانه سر ذوق آمده، حتی اگر هنوز هم گرسنه باشد.
خرس به راحتی میتوانست سگ را بخورد تا گرسنگی خود را رفع کند. اما یک انگیزه قویتر دیگری داشت، یک میل که بیشتر از بقای خود بود. این میل به بازی بود.
بازی، تفریح و اوقات فراغت
باید بدانیم بازی یک فعالیت رایج بین بسیاری از حیوانات است. به خصوص پستانداران با تواناییهای شناختی بالا مانند سگها، گربهها، دلفینها، نخستیها و البته انسانها. بازی در طبیعت ما ساخته شده است. در حالی که این یافته ممکن است تازه نباشد و حتی با وجود اینکه بیشتر ما میپذیریم که چیزی ذاتاً خوب و مغذی در مورد بازی و تفریح وجود دارد، بسیاری از رفتارهای ما چیز دیگری را نشان میدهند. کودکان امروز کمتر از چند دهه پیش بازی میکنند، عمدتاً به دلیل اهمیت بیشتری که به موفقیت و آمادهسازی برای بزرگسالی داده میشود. و برای بزرگسالان، بازی و تفریح به تدریج جای خود را به فشارهای اجتماعی برای افزایش بهرهوری دادهاند. ما ممکن است اعتراف کنیم که وقت گذراندن در بازی و تفریح مهم است. اما بیشتر ما احساس میکنیم که این نیز اضافی است، شاید حتی غیر ضروری برای زندگی ما.
با این حال، بازی، تفریح و اوقات فراغت برای یک زندگی کامل و شکوفا ضروری هستند. فراتر از فواید جسمی و روانی بازی و تفریح میتوانند ما را به خدا نزدیکتر کنند.

نقش بازی، تفریح و اوقات فراغت در زندگی بزرگسالان
زمانی که به عنوان بزرگسالان به بازی فکر میکنیم، مگر اینکه به شرکت در ورزش سازمان یافته یا نمایش اشاره کنیم، معمولاً از اصطلاح بازی استفاده نمیکنیم. نوع خاصی از بازی وجود دارد که کودکان انجام میدهند و بزرگسالان انجام نمیدهند. دلایل اجتماعی و روانی خاصی وجود دارد که چرا بازی برای کودکان بسیار مهم است. با این حال، اگر تعریف بازی را گسترش دهیم و شامل فعالیتهای تفریحی یا اوقات فراغت کنیم، خواهیم دید که انسانها تمام عمر خود بازی میکنند.
بیایید بازی را با ویژگیهای زیر تعریف میکنیم: “فعالیت به ظاهر بیهدف (برای خود آن انجام میشود)، داوطلبانه، جذابیت ذاتی، آزادی از زمان، کاهش آگاهی از خود، پتانسیل بداههگویی و تمایل به ادامه.”
با این تعریف، بسیاری از فعالیتهایی که انجام میدهیم میتوانند به عنوان بازی دیده شوند: از نواختن یک ساز تا نوشتن شعر، از تماشای فیلم تا ساختن جوک، از رقصیدن در یک مهمانی. در واقع، خود هنرها – موسیقی، فیلم، ادبیات – یک فرم پیچیده و توسعهیافته از بازی هستند. این به این معنا نیست که هنر نمیتواند اهداف دیگری نیز داشته باشد (مانند روشنگری اخلاقی یا فرهنگی). اما در هسته خود ما هنر را ایجاد و در آن شرکت میکنیم زیرا در یک معنا، سرگرمکننده است.
فواید بازی و تفریح برای سلامتی
ما نیازی به یادآوری ارزش و ضرورت کار نداریم. بله، کار ضروری است و برای قرار دادن نان روی میز و سقفی بر سرمان میپذیریم که باید کار کنیم. این یکی از اولین سوالاتی است که از فرزندان خود میپرسیم: وقتی بزرگ شدی، میخواهی چه کاره شوی؟ و در حالی که لزوماً انتظار نداریم آنها پاسخی داشته باشند (یا همان کاری را که میگویند انجام دهند) ما آنها را برای فکر کردن به کار آماده میکنیم. از سوی دیگر، بازی، تفریح و اوقات فراغت به عنوان چیزهای اضافی دیده میشوند (چیزهایی که اگر مجبور باشیم میتوانیم بدون آنها زندگی کنیم). با این حال، مشابه با کمبود بازی در کودکان، کمبود تفریح میتواند عواقب جدی برای بزرگسالان داشته باشد.
بازی با جسم ما چه میکند؟
روانشناسان، به نقش تفریح در تجدید قوا و آرامش اشاره میکنند. “ما اغلب خود را بسیار استرسزده مییابیم و سطح کورتیزول ما بالا میرود. این امر عواقب منفی در پی دارد.” افزایش و طولانی شدن سطح کورتیزول میتواند منجر به کمخوابی، مشکلات گوارشی، سردرد، کمبود انرژی و حتی فشار خون بالا و بیماری قلبی شود. “برای بیشتر مردم، تنها راه کاهش استرس داشتن نوعی فعالیت اوقات فراغت است. بدون اوقات فراغت در زندگی روزمره، ما همیشه در حال مبارزه در یک نبرد شکستخورده علیه کورتیزول خواهیم بود.”
مطالعات زیادی نشان دادهاند که افرادی که به بازی ادامه میدهند، به کاوش و یادگیری در طول زندگی میپردازند، نه تنها به میزان کمتری دچار دمانس و مشکلات عصبی دیگر میشوند، بلکه همچنین کمتر به بیماری قلبی و سایر بیماریهایی که به نظر میرسد هیچ ارتباطی با مغز ندارند، مبتلا میشوند.
در ژاپن اصطلاحی به نام “کاروشی” وجود دارد که به معنای “مرگ بر اثر کار زیاد” است. مردم در ژاپن، کره جنوبی و چین به دلیل حملات قلبی و سکتههای ناشی از استرس از کار بیش از حد بدون استراحت یا تفریح جان خود را از دست دادهاند. در نهایت، عدم وجود بازی، تفریح و اوقات فراغت میتواند حتی مرگبار باشد.
نشانهای از انسانیت ما
ارسطو اهمیت زیادی به تفریح، یا همانطور که او آن را مینامد، اوقات فراغت، میداد. در واقع، او معتقد بود که ما نیاز داریم زمان برای اوقات فراغت داشته باشیم تا به طور کامل انسان باشیم. امروز ما ممکن است اصطلاح اوقات فراغت را به معنای بیفکری روی کاناپه یا آفتابگرفتن در ساحلی تصور کنیم. اما اوقات فراغت برای ارسطو به معنای شرکت در فعالیتهایی بود که اجازه میداد انسان شکوفا شود – بحث در مورد مفاهیم فلسفی، گوش دادن به موسیقی، خواندن شعر. اوقات فراغت تنها غیاب فعالیت نبود، یا حتی کمبود کار، بلکه حالتی فعال از دریافت و بودن بود.
بازی به عنوان دعا
آیا چیزی از بازی ما میتوان آموخت؟ در شرکت در حالتی از بودن که بیش از حد نگران “استفاده” ما برای دیگران نیست؟ دشوار است زیرا در کار کردن ما ارزش زیادی بر تولید خود میگذاریم. اما وقتی بازی میکنیم، اگرچه ممکن است به نحوی برنده یا بازنده شویم، اما در اصطلاح تولیدی صحبت نمیکنیم. نمیگوییم این بازی موفق بود زیرا مقدار کافی تجدید قوا را تولید کرد یا این جوک بهینه بود زیرا به درجه خاصی ما را خنداند. وقتی بازی میکنیم، صرفاً به خاطر خود بازی میکنیم – ما خودمان هستیم وقتی بازی میکنیم و نگران تولید صرف نیستیم.
در حالی که میگوییم از نظر تولیدی هدفی ندارد، به نظر میرسد بازی هنوز میتواند هدفمند باشد در جشن گرفتن انسانیت ما و شادی خلقت. زندگی بدون بازی، شوخطبعی، هنر و موسیقی اصلاً زندگی نخواهد بود. اما دقیقاً در این لحظاتی که “تولیدی” نیستند – جایی که به سادگی در حال بودن و لذت بردن هستیم – ممکن است بهترین حالت برای تجلیل از خداوند باشد.
سخن پایانی تفریح و اوقات فراغت
به طور خلاصه تفریح، انجام فعالیت هایی است که به آنها علاقه داریم به دور از هر نوع باید و نباید!
تفریح باعث می شود فشار هایی که از زندگی روزمره در گوشه و کنار روان ما جمع شده است آرام آرام تخلیه شود.
به خاطر داشته باشیم در مسیر بهترین خود شدن ما نیاز به تفریح داریم (هر چند کوچک) تا بتوانیم فشار های زندگی را تخلیه کرده و ثبات روانی خود را حفظ کنیم.